افکارم در اسارت است و جسمم آزاد
من زندانی جان خویشم که از دریچۀ
چشمانم آزادی را به سخره می گیرم ...
برچسب: نویسنده: پارسا فراهانی تاريخ: جمعه 17 آبان 1398 ساعت: 2:16
آهنگ دلنشین من
آوای حزین ناودان کهنه ایست
که در نیمه شب معطر بهار
از خانه ای متروک بگوش می رسد ...
برچسب: نویسنده: پارسا فراهانی تاريخ: جمعه 17 آبان 1398 ساعت: 2:16
در پشت ابرهای سیـــاه
نه آفتابی بود نه مهتابی
اما چشمـان بی قرار ما
همچنان در انتظار بــــود ...
برچسب: نویسنده: پارسا فراهانی تاريخ: جمعه 17 آبان 1398 ساعت: 2:16
وقتی با دلی شکسته و
حالی پریشان خدا خدا میکنی
تنها صدایی که می شنوی
پژواک گریه هایت است که
هق هق کنان می گوید آرام باش
همه چیز درست میشود
و بعد می بینی که
مشکلت حل شد
این صدای آشنا صدای خداست
که با زبان ما سخن می گوید ...
برچسب: نویسنده: پارسا فراهانی تاريخ: جمعه 17 آبان 1398 ساعت: 2:16
این انسانها هستند که انسانیت را می سازند
و در این بستر، واژه هایی چون عدالت و صداقت را
معنا می بخشند وگرنه، طبیعت طرفدار قویترهاست
و ضعیف چاره ای جز نابودی ندارد ...
برچسب: نویسنده: پارسا فراهانی تاريخ: جمعه 17 آبان 1398 ساعت: 2:16
آمدنم در اختیار من نبود
زندگی ام رنگ تحمیل داشت
چگونه بودنم میراث دیگران است
آیا من هستم ؟
اگر هستم که هستم ...؟
برچسب: نویسنده: پارسا فراهانی تاريخ: جمعه 17 آبان 1398 ساعت: 2:16
یک جرعه آب، تکه ای نان
یک ذره دلخوشی و یک دنیا درد
یا که همه نعمت و شادی و گاهی غم
و نقطۀ پایان، آنجاکه همه بالاخره به آن میرسند
ایستگاهی که ازبودنت پشیمان میشوی و
عطای دنیا را به لقایش می بخشی و از خود می پرسی
که چه شود، و می میری و هیچی هم نمیشود به همین راحتی ...
برچسب: نویسنده: پارسا فراهانی تاريخ: جمعه 17 آبان 1398 ساعت: 2:16
پرنده های دست آموز
با اینکه آزادند احساس آزادی نمی کنند
چون اسیر ترسها و اندیشه های خود هستند ...
برچسب: نویسنده: پارسا فراهانی تاريخ: جمعه 17 آبان 1398 ساعت: 2:16
عمر کوتاه و شبها تیره و طولانی
ماه تو خالی و آدمها همه پوشالی
پناه من از زندگی، شده خوابهای پر از کابوس
لحظه ها تیری است که خطا میرود
اندیشه نسیمی است که بر تن آدم تب دار می وزد
عشق سرگرمی کودکانه در دست بزرگان است
زندگی موهبتی است بر رندان
جاهلان زجه زنان امید را نشخوار میکنند
زندگی در کالبد فقرا یخ بسته است
آنانکه سری به تن دارند کامشان رواست
خدایا نکند بره ای نیآمده اسیر گرگ گردد
این هم دعای مادرهاست
و گرگی که خود مادر است چه کند ...
برچسب: نویسنده: پارسا فراهانی تاريخ: جمعه 17 آبان 1398 ساعت: 2:16
گاهی اوقات فکر میکنم عدالت
فقط واژه ای برای تسلی است
و آه ، گریه چشمی که اشک ندارد
وسکوت فریاد دردمندی که راهی
بجز تسلیم شدن ندارد ...
برچسب: نویسنده: پارسا فراهانی تاريخ: جمعه 17 آبان 1398 ساعت: 2:16